خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه همین گرد ره شوق ز صرصر گذردریگ این بادیه چون برق هم از سرگذرد
۲
دل دریا شود آتشکده داغ نهاننسبت اشکم اگر در دل گوهر گذرد
۳
آنکه رحمت کند آرایش دیوان گناهصرفه آن است که از کرده ما درگذرد
۴
تا دهد نامه مستان به فراموشی غمبال موج قدح از بال کبوتر گذرد
صفحهٔ ۱ از ۱