شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هشیاریم از یاد تو بیهوش برآوردبیهوشیم از خویش قدح نوش برآورد
۲
هر جا که تماشای رخت باغ نظر شدحیرت چقدر گل که ز آغوش برآورد
۳
در دیده صاحبنظران موج غبار استسروی که سر از گلشن آغوش برآورد
۴
پنهان ز اسیر تو شبی جام گرفتمخوش زمزمه ها از لب خاموش برآورد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth