خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۴۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل رمیده به صد آب و تاب می سوزدگهی ز صبر و گه از اضطراب می سوزد
۲
به خوابم آمد و پنهان زد آتشی به دلمچراغ بخت اسیران به خواب می سوزد
۳
نهفته در بغل موج عکس روی تو رادلم به ساده دلیهای آب می سوزد
۴
اگر جمال تو مشاطه بهار شودز رشک سایه گل آفتاب می سوزد
صفحهٔ ۱ از ۲