شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۴۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جنون هر لحظه چون تاکم به تارک خاک می‌ریزدمحبت در دلم چون غنچه رنگ چاک می‌ریزد
۲
سرم بادا حباب جوی شمشیر جفاکیشیکه آب خضرش از سرچشمه فتراک می‌ریزد
۳
خرامی گر به گلشن مست با این حسن عالم‌سوزبه هرسو آفتابی چون خزان تاک می‌ریزد
۴
دهد چون ساغر می لاله بی‌داغ در صحراچو در جولان عرق ز آن روی آتشناک می‌ریزد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth