شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پاک بینان الفتی با داغ پنهان کرده اندجای گل چون شعله آتش در گریبان کرده اند
۲
فیضها دارد شب ناکامی ما در کمینهر طرف صبحی در این ویرانه پنهان کرده اند
۳
از نسیم صبح آب خنده گل می چکدفیض را یک باغبان این گلستان کرده اند
۴
سایه هر برگ این گلزار ابر رحمت استکشته تیغ که را در خاک پنهان کرده اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth