خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۰۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رشک حسنت خار در پیراهن گل میکندطرهات آشفتگی را دام سنبل میکند
۲
میکنی مستانه سیر باغ و میسوزم ز رشکسایه هر برگ را شوق بلبل میکند
۳
بس که از چشم سیاهش دیدهام بیگانگیمیکند گر لطف پندارم تغافل میکند
۴
شعله بر خاشاک چون افتد شود خود بیقرارعشق بیتاب است اگر عاشق تحمل میکند
صفحهٔ ۱ از ۲