شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گلستان جگر داغ تو بس گل می‌کندآه من چون شمع از سوز نفس گل می‌کند
۲
نشکفد از سیر گلشن غنچه دل‌های تنگنخل امید اسیران در قفس گل می‌کند
۳
گر به یاد روی آتشناک او بارم سرشکاز نم اشکم در آتش خار و خس گل می‌کند
۴
در جگر گل‌های زخم تازه از غیرت شکفتاول آن نخلی که باشد پیشرس گل می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth