شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ترک مستم را اگر چین بر جبین پیدا شودحیرتستان هلال آتشین پیدا شود
۲
از صدف گردیده دریا را زبان کام نهنگگوهر مقصود یعنی اینچنین پیدا شود
۳
بس که پرکار است صیاد شکار انداز مادر نظر هر دم به رنگی از کمین پیدا شود
۴
می شوی فرمانروای مصر اشک و درد و داغاز شکست دل گرت نقش نگین پیدا شود
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth