شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مست است و عرض آتش رخسار می دهدخورشید را گداخت که را بار می دهد
۲
خط از رخش دمید و هنوز آه می کشیمداریم خضر و تشنگی آزار می دهد
۳
شد موج خیز شعله غبارم چو درد میساقی هنوز باده سرشار می دهد
۴
تا دیده مایل است به تماشای گلستانآیینه گل به دست تو بسیار می دهد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth