خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از آتش ما گر نفسی دود برآیداز شرم نگاهش عرق آلود برآید
۲
لبریز چه شور است دگر انجمن ماکز هر جگری ناله نمکسود برآید
۳
از غیرت آهم گل عشقی نتوان چیدآتش بود آن لاله کز او دود برآید
۴
گلچین فریبش نشود زخم دل ماالماس گر از مرهم بهبود برآید
صفحهٔ ۱ از ۲