خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نیست، هیچ مردی، در عشق، یار ما را،سجاده، زاهدان را؛ درد و قُمار، ما را.
۲
جایی که جانِ مردان باشد —چُو گویْ— گَردان،آن نیست جایِ رندان؛ با آن، چه کار ما را؟
۳
گر ساقیانِ معنی با زاهدان نِشینند،مِی زاهدانِ رَه را؛ درد و خُمار ما را.
۴
درمانْش، مُخلصان را، دردَش، شِکستِگان را،شادیْش، مُصلحان را، غم، یادگار، ما را.
صفحهٔ ۱ از ۲