→ دیوان اشعارعطار
عطار
غزلیات
از فهرست کتاب، به شعر دلخواهت برو.
غزل شمارهٔ ۱چون نیست، هیچ مردی، در عشق، یار ما را،←غزل شمارهٔ ۲ز زلفت زنده میدارد صبا انفاس عیسی را←غزل شمارهٔ ۳ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا←غزل شمارهٔ ۴گفتم اندر محنت و خواری مرا←غزل شمارهٔ ۵سوختی جانم چه میسازی مرا←غزل شمارهٔ ۶گر سیر نشد تو را دل از ما←غزل شمارهٔ ۷بار دگر شور آفرید این پیر درد آشام ما←غزل شمارهٔ ۸چون شدستی ز من جدا صنما←غزل شمارهٔ ۹در دلم افتاد آتش ساقیا←غزل شمارهٔ ۱۰در دلم بنشستهای بیرون میا←غزل شمارهٔ ۱۱ای عجب دردی است دل را بس عجب←غزل شمارهٔ ۱۲روز و شب چون غافلی از روز و شب←غزل شمارهٔ ۱۳برقع از ماه برانداز امشب←غزل شمارهٔ ۱۴چه شاهدی است که با ماست در میان امشب←غزل شمارهٔ ۱۵سحرگاهی شدم سوی خرابات←غزل شمارهٔ ۱۶تا درین زندان فانی زندگانی باشدت←غزل شمارهٔ ۱۷زهی ماه در مهر سرو بلندت←غزل شمارهٔ ۱۸دم مزن گر همدمی میبایدت←غزل شمارهٔ ۱۹بعد جوی از نفس سگ گر قرب جان میبایدت←غزل شمارهٔ ۲۰ای شکر خوشهچین گفتارت←غزل شمارهٔ ۲۱تا به عمدا ز رخ نقاب انداخت←غزل شمارهٔ ۲۲عشق جانان همچو شمعم از قدم تا سر بسوخت←غزل شمارهٔ ۲۳آههای آتشینم پردههای شب بسوخت←غزل شمارهٔ ۲۴دولت عاشقان هوای تو است←غزل شمارهٔ ۲۵دلبرم در حسن طاق افتاده است←غزل شمارهٔ ۲۶آن نه روی است ماه دو هفته است←غزل شمارهٔ ۲۷تا کی از صومعه خمار کجاست←غزل شمارهٔ ۲۸چون ز مرغ سحر فغان برخاست←غزل شمارهٔ ۲۹دوش کان شمع نیکوان برخاست←غزل شمارهٔ ۳۰اینت گم گشته دهانی که توراست←غزل شمارهٔ ۳۱چون مرا مجروح کردی گر کنی مرهم رواست←غزل شمارهٔ ۳۲عاشقی و بی نوایی کار ماست←غزل شمارهٔ ۳۳این چه سوداست کز تو در سر ماست←غزل شمارهٔ ۳۴راه عشق او که اکسیر بلاست←غزل شمارهٔ ۳۵طرقوا یا عاشقان کین منزل جانان ماست←غزل شمارهٔ ۳۶تا آفتاب روی تو مشکین نقاب بست←غزل شمارهٔ ۳۷تو را در ره خراباتی خراب است←غزل شمارهٔ ۳۸چون به اصل اصل در پیوسته بیتو جان توست←غزل شمارهٔ ۳۹عزیزا هر دو عالم سایهٔ توست←غزل شمارهٔ ۴۰عقل مست لعل جان افزای توست←
۱ از ۲۲صفحهٔ بعد ←