شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
انداز لطفش از گل و گلزار تازه تربی مهریش ز گرمی بسیار تازه تر
۲
بی باده مو به موی دماغم در آتش استگشتم خمار مستی سرشار تازه تر
۳
درد پیاله باده کشان قوت دل استگلهای باغ شهرت خمار تازه تر
۴
صلحش میان جنگ چها تازه روست های!در عین مهربانیش آزار تازه تر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth