خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خنده از گل جلوه از سرو خرامان تازه ترخوش به سامان می رسد سیر گلستان تازه تر
۲
خاطر آشفته کار زلف و کاکل می کندخود پسندیهای مجنون در بیابان تازه تر
۳
در بیابان جنون ریگ روان چشم تر استسایه خار مغیلانش ز مژگان تازه تر
۴
نقش پا در وادی حیرت ز مجنون می رمدشوخ چشمی های این وحشی غزالان تازه تر
صفحهٔ ۱ از ۲