شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۶۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حیا پرورد نازی از دل اندوهگین مگذرحجابت می کشد درد سر از آه حزین مگذر
۲
غباری هر طرف چون ذره در پرواز می آیدقیامت می شود از آه مشتاقان چنین مگذر
۳
به عشق آشناییها به جان بیوفاییهاکه مست سرگرانی از دل ما بیش از این مگذر
۴
ز یکتایی غبار نیستی تسخیر عالم کردسلیمان گر شوی زنهار از این نقش نگین مگذر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth