شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده ام از گرد گلگون تو جولان دگردر نظر کی آیدم سیر گلستان دگر
۲
بت پرستی را هنوز امروز با من کارهاستاز خطش دیدم سواد کافرستان دگر
۳
خوانده ام مضمون حرفش را حیات تازه ای استکرده ام هر دم نثار نامه اش جان دگر
۴
آبرو داری پریشانی رواج کار توستگل پس از آشفتگی دارد چراغان دگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth