خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای از غم تو هر رگ ما ریشه دگرهر موی بر سر از تو در اندیشه دگر
۲
رفتم که زیر سایه هر برگ این چمنخالی کنم به یاد خزان شیشه دگر
۳
جز عشق نیست مسئله آموز کفر و دیناز پیش برده هر کس از او پیشه دگر
۴
درد تو کوهکن دل ما بیستون صبرهر داغ کهنه زخم دم تیشه دگر
صفحهٔ ۱ از ۲