خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به نام گریه من فال میزند زنجیرصلای شوخی اطفال میزند زنجیر
۲
هوای گرم جنون خون به جوش میآردز نالهام رگ قیفال میزند زنجیر
۳
ز برقتازی دیوانگی غبار شدمهنوز بر اثرم بال میزند زنجیر
۴
غرور حسن جنون از کسی نمیآیدقلم به حرف خط و خال میزند زنجیر
صفحهٔ ۱ از ۲