خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نگنجد در سرم سودای زنجیرروم از دور بوسم پای زنجیر
۲
جنونم بسته چابک سواریمرا فتراک باید جای زنجیر
۳
به من یک گام همراهی نکرده استچو بلبل گشته شوخیهای زنجیر
۴
به از چاک گریبان بهار استبه من از دور چشمکهای زنجیر
صفحهٔ ۱ از ۱