خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۷۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بحر وجود محشر موج و حباب گیرقطع نظر ز دل کن و عالم خراب گیر
۲
از تشنگی گداخته دلها نظاره کنعطر گلاب چاره ز موج سراب گیر
۳
از ضعف دل بمیر و مکش منت کسیاز دود آه قوت بوی گلاب گیر
۴
رنگ شکست دل ز رخت می شود عیانمگشا لب شکایت و جام شراب گیر
صفحهٔ ۱ از ۳