شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مایه عیش اسیران خاطر غمناک بسمسند ما اخگر تابنده چون خاشاک بس
۲
نیست تاب دام آزادی اسیران تو راصید ما را محنت محرومی فتراک بس
۳
بی سبب ما را سپند آتش دوری مکناشک خونین چشم زخم دیدهای پاک بس
۴
درد راحت بر نتابد جان غم فرسود ماراحت جان ترکتاز درد آن بیباک بس
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth