شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خداوندا مکن کس را شهید خنجر نازشمگردان جز دل من مرغ دیگر صید شهبازش
۲
الهی طاقت بیداد رشکم نیست ننماییبجز اندیشه قتلم کسی را محرم رازش
۳
دلم در دام صیاد است یارب آرزو دارمکه بندد دست در خون تپیدن بال پروازش
۴
اگر گوید سخن نتوان شنیدن گفتگویش راچو بوی غنچه بس در پرده شرم است آوازش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth