شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۹۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیکسیم ساخت خریدار خویشسوختم از گرمی بازار خویش
۲
یکجهتی حلقه دام وفاستصید بتانیم و گرفتار خویش
۳
خاک رهم سیر جهان می کنمهمسفر شوق سبکبار خویش
۴
جلوه غربت ز وطن دیده امآینه ام سایه دیوار خویش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth