شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشقشیشه ای دارم که گلبازی کند با سنگ عشق
۲
راز پنهان عندلیب باغ رسوایی مبادرنگ بر رخساره ما بشکفد نیرنگ عشق
۳
رتبه عاشق بلند از پایه افتادگی استخاکساری سایبان گردید بر اورنگ عشق
۴
پاک بینی را غبارم درس حیرت می دهددارم از آیینه دل در نظر فرهنگ عشق
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth