شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به خون تپیده شکاری ز صیدگاه توامبه جان رسیده غباری ز خاک راه توام
۲
به تیغ تغافل نمی توان کشتنشهید پرسش مژگان عذرخواه توام
۳
چه بخت اینکه گل گفتگو توام چیدهمین بس است که در سایه نگاه توام
۴
قلم نرفته به آشفته بهار وفابه حشر نامه سفید از خط سیاه توام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth