خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لاله داغم ز گلزار جگر جوشیدهامآتشین موجم ز بحر چشم تر جوشیدهام
۲
قطره باران نیسانم که در دریای عشقگاه با طوفان و گاهی با خطر جوشیدهام
۳
بر رگ جان خوردهام زین کینهجویان نیشترهمچو خون خود به هرکس بیشتر جوشیدهام
۴
نخل امیدم ندارد حاصلی جز سوختناز نهال شعله مانند شرر جوشیدهام
صفحهٔ ۱ از ۲