شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشغول یاد اوست دل پاره پاره امرقصد ز شوق بر سر مژگان نظاره ام
۲
روزی که فال منصب دیوانگی زدمزنجیر سبحه گشت پی استخاره ام
۳
تا شد زگریه ام شفقی رنگ آسمانچون داغ لاله غوطه به خون زد ستاره ام
۴
تا از خیال روی تو دیوانه گشته امگل رشک می برد به گریبان پاره ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth