شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بود روزی که پا ز این گل برآرمدمار از روزگار دل برآرم
۲
فکندم لنگر و کشتی شکستمچه گوهرها کز این ساحل برآرم
۳
زیک خواب پریشان می توانمسر از صد عقده مشکل برآرم
۴
تر و خشک جهان را می شناسممی از مینا حق از باطل برآرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth