خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای عجب دردی است دل را بس عجبمانده در اندیشهٔ آن روز و شب
۲
اوفتاده در رهی بی پای و سرهمچو مرغی نیم بسمل زین سبب
۳
چند باشم آخر اندر راه عشقدر میان خاک و خون در تاب و تب
۴
پرده برگیرند از پیشان کارهر که دارند از نسیم او نسب
صفحهٔ ۱ از ۳