خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پیمان توبه در صف مستان شکسته ایمپیمانه ای بیار که پیمان شکسته ایم
۲
حیرت دلیل و کعبه مقصود دور و مادر پای سعی خار مغیلان شکسته ایم
۳
آن نخل تازه ایم که از تندباد غمسر تا قدم چو زلف پریشان شکسته ایم
۴
از ضعف طالع است که بر روی روزگارپیوسته همچو رنگ اسیران شکسته ایم
صفحهٔ ۱ از ۲