خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا از دل و دین جدا نگشتیمبا درد تو آشنا نگشتیم
۲
بتخانه و مسجد و خراباتما در طلبت کجا نگشتیم
۳
آیینه آفتاب بودیمتا ذره خودنما نگشتیم
۴
ممنون شراب یا دواییمشرمنده از این هوا نگشتیم
صفحهٔ ۱ از ۲