خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مصرع پیچیده زنجیر سودا خوانده ایموصف حال خود از آن سطر چلیپا خوانده ایم
۲
دخل عالم نیست خرج یک پریشان را کفافدفتر ریگ روان و موج دریا خوانده ایم
۳
آنکه هر دل را به رنگی می برد یک جلوه استمردم از آیینه ما از سنگ خارا خوانده ایم
۴
چون خط جانان نخواند ایم آیت خوبی اسیردرس اوراق محبت را سراپا خوانده ایم
صفحهٔ ۱ از ۱