شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
محراب دعا ساخته ام آن صف مژگانحیرت به دعا خواسته ام زان صف مژگان
۲
حیرت به تماشا چقدر رام برآیدوحشتزده چون خیل غزال آن صف مژگان
۳
هر مو به تنم زمزمه شوق برآوردآماده زخم صف مژگان صف مژگان
۴
گر دفتر چاک جگرم بال گشایدچون سبزه بروید زگلستان صف مژگان
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth