خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل را به یاد مهر و وفا آشنا مکنغافل به سوی خویش نگر فکر ما مکن
۲
چون غنچه نقد عمر تلف کن به راه دلیعنی که جز به روی گلی دیده وا مکن
۳
گیرم که صاف طینتی آیینه خو مباشافشای راز چهره گشای صفا مکن
۴
از بخت تیره سرمه بینش طلب چو شمعچشم طمع سفید به هر توتیا مکن
صفحهٔ ۱ از ۲