خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی ماه در مهر سرو بلندتشکر در گدازش ز تشویر قندت
۲
جهان فتنه بگرفت و پر مشک شد همچو بگذشت بادی به مشکین کمندت
۳
سر زلف پر بند تو تا بدیدمبه یک دم شدم عاشق بند بندت
۴
گزند تو را قدر و قیمت که داندبیا تا به جانم رسانی گزندت
صفحهٔ ۱ از ۳