خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۲۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سروری چنین و جلوه رعنایی اینچنیناز دیده کم مباد تماشایی اینچنین
۲
آن صلح و جنگ و لطف و جفا داد داد داد!ما از کجا و تاب اداهایی اینچنین
۳
مستی و وصل و سایه گل صبر چون کنمحال اینچنین و یار چنین جایی اینچنین
۴
من بیزبان تو مست حیا غیر بدگمانپنهان کجا شود غم رسوایی اینچنین
صفحهٔ ۱ از ۱