شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
طفل است و بدخو جوید بهانهدر عشق دارد ما را فسانه
۲
مانند قمری سر بر نکردیمبی حلقه دام از آشیانه
۳
هرکس به نوعی دارد فغانیما را خموشی آمد ترانه
۴
ما را دو چیزش سرگشته داردآه از تغافل داد از بهانه
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth