خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه تن آینه ای دست بر آیینه منهسوی خود بین و عبث در نظر آیینه منه
۲
خبر از خویش نداری خبری می شنویپر به کف ای ز خدا بی خبر آیینه منه
۳
در تماشای رخت شش جهت آیینه گرندبیش از این منت دیدار بر آیینه منه
۴
لذت وصل مپرس از دل ظاهر بیناننام کوته نظر بدگهر آیینه منه
صفحهٔ ۱ از ۲