شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸۴۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
اگر از خنده گر از چین جبین ساخته ایمزد چنگت که ندیدیم چنین ساخته ای
۲
گر سلیمان دو عالم بشوی می رسدتاز شکست دل ما نقش نگین ساخته ای
۳
ای که در زمزمه عربده دستی داریصوت دل بردن ما در چه زمین ساخته ای
۴
تا به کی پرسی و من گویم و باور نکنیهیچ عیب دگرت نیست همین ساخته ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth