خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بند از پایم برای امتحان دزدیده ایتا در این گمنام رسوایی نشان دزدیده ای
۲
بنده تردستیت گردد حجاب نازکتبند بندم را ز یکدیگر نهان دزدیده ای
۳
تا به غفلت گشته شب بیداری حسرت کشانعالمی را دل به قلاب کمان دزدیده ای
۴
کشته تقریب سازی بنده یادآوریاز اسیر بی نشان خود نشان دزدیده ای
صفحهٔ ۱ از ۱