خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۴۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در آتش دارم از هر عضو بندیگزندی هر کسی دارد سپندی
۲
به دام سایه سروم گرفتارز استغنا بلندی قد بلندی
۳
رهایی سرنوشت طالعم نیستچو نی می افتم از بندی به بندی
۴
جدا هر ذره از من در حساب استغبارم گرد جولان سمندی
صفحهٔ ۱ از ۲