شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر جلوه که در دیده ما کرده سلامیهر ناله که از خاطر ما رفته پیامی
۲
بی گمشدگی رهبر آشفته دماغانای کثرت وحدت بنگویی که کدامی
۳
در هر قدمم شوق به صحرای دگر بوددر وادی مقصد نه مقیمی نه مقامی
۴
بادا نمک حیرت جاوید حلالمدر چهره چه زیبایی و در قد چه تمامی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth