شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هیچ دانی که چرا خوش چشمیاز برای دل ما خوش چشمی
۲
به تمنایی حیرت چه کندسخت شوخی و بلا خوش چشمی
۳
سرمه در چشم نگاهی نکنیگر بدانی که چها خوش چشمی
۴
نرگسستان شده بزم از نگهتچقدر نام خدا خوش چشمی
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth