خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به استقبال مژگان سیاهینگاهم می رود هر دم به راهی
۲
چه می کردیم با چندین خجالتاگر بودی زبان عذرخواهی
۳
دل است آیینه روز و شب مانمی دانیم خورشیدی و ماهی
۴
شود گر خاکساریها صف آراغباری بشکند قلب سپاهی
صفحهٔ ۱ از ۲