خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده از جوش گریه دریاییسینه از شور ناله صحرایی
۲
بی سر و پا دویدگان تو رادشت یک سینه داغ رسوایی
۳
همه جا با ستمکشان تو رامهر یک زخم ناشکیبایی
۴
سوخت دور از تو جوش انجمنمنتوان بود صید تنهایی
صفحهٔ ۱ از ۱