شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۷

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گل غم داغ جنون سوخته تا بر سر ماتشنه خون تمناست لب ساغر ما
۲
گرمی عشق و سیه بختی و دلسوختگیمی توان دید در آیینه خاکستر ما
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth