شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۳۸

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عهد تمکین با دل دیوانه بستن کار ماخاطر خود را ز هر اندیشه خستن کار ما
۲
هر نفس بست و گشادی هست در دست خیالکار دل افتادن اندر دام و جستن کار ما
۳
گل اگر در پیرهن باشد جنون را نشتر استنیست خار حرف در خاطر شکستن کار ما
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth