خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۵
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوروز شد که گردد باغ از سمن لبالباز شور خنده گل گردد چمن لبالب
۲
در حیرتم که دیگر چون خواب کینه بیندیاری که جرعه گیرد از خون من لبالب
صفحهٔ ۱ از ۱
غزلیات ناتمام