شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۶

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی که در قدح دیگران بهار گداختمرا در آتش افسرده خمار گداخت
۲
شدم غبار و نیامد دگر چه چاره کنمنگشت وعده فراموش و انتظار گداخت
۳
توبه کردم آسمان میخانه ساختاز شکست شیشه ام پیمانه ساخت
۴
شمع را همدرد بلبل کرد عشقبرگ گل چید و پر پروانه ساخت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth