خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۸
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به یاد روی تو از تاب ناله ام گل سوختچه داغها که چمن ز آشیان بلبل سوخت
۲
به قحط سال نگاه تو حاصل عمرمچو دانه شرر از آتش تغافل سوخت
۳
زمن رسید به جایی رواج ناله که باغسپند غنچه پی چشم زخم بلبل سوخت
صفحهٔ ۱ از ۱